سيد حسن آصف آگاه

91

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

61 . پرهيزگارترين پرهيزگاران آن باشد كه به بهدين مزديسنان ( بزيد ) و در دودمانش ازدواج دينى با نزديكان انجام شود . 62 . اورمزد به زرتشت پرهيزگار [ اشو ] گفت : « در اين نه هزار سال كه من ، اورمزد ، آفريده‌ام ، مردم در آن زمانهء هراسناك هراسناكتر باشند ، زيرا در فرمانروايى بد ضحاك و افراسياب تورانى ( هنوز ) مردم بهتر و طولانيتر مىزيستند و ايشان را از جانب اهريمن و ديوان ستيزه‌جويى كمتر بود . 63 . زيرا در حكومت بد آنان در سرزمين ايران هفت ده ويران نبود آنچنان‌كه خواهد بود در هنگامى كه هزارهء تو به پايان رسد اى زرتشت سپيتمان ، چون تمام روستاهاى ايران زير سم اسبان آنان ويران شود و درفش اين مردم تا به پتشخوارگر ) ragr ? avx ? sataP [ پدشخوارگر ] ) 11 رسد و از آن‌جا با حكومت زور ، اى زرتشت سپيتمان ، مقرّ دين را بركنند و مردگان را از اين مكان بيرون اندازند . اين است آن‌چه پيش گويم . 3 كارزار پايانى و شهريارى هزارساله بهمن يشت : 1 . زرتشت از اورمزد پرسيد : « اورمزد ، نيروى فزونى ، آفريدگار جهان موجودات مادى ، پرهيزگار ، از كجا اين دين بهى مزديسنان بازآرايند ، اين ديوان پراكنده موى از تخمهء خشم را با چه افزارى زنند ؟ 2 . اى آفريدگار ، مرا مرگ ده و بازماندگان مرا به بخت خوش [ ؟ ] مرگ ده تا آنان در آن زمانهء هراسناك زندگى نكنند ؛ زندگى راست ده ، تا آنان بىخدايى و راه دوزخ مهيا نكنند » . 3 . اورمزد به او گفت : « اى زرتشت سپيتمان ، طبق نشانه‌هاى شهريارى سياه آن مردمانى كه ازنژاد خشم‌اند ، از سرزمين‌هاى سلم شيطان شيدسپيك ) ] k ? ips ? at ? e ? S [ شيدسپى ) پديد آيند كه كرسانى است » . « ماه ونداد ) t ? adnivh ? aM ( گفت كه آنها روميانند و روشن ) n ? s ? oR ( 12 گفت كه آنها سلاح سرخ و درفش سرخ و كلاه سرخ دارند » . 13 4 . اى زرتشت سپيتمان ، هنگامى كه حركت آنان شروع شود ، چون بيايند ، اين اتفاق رخ دهد كه خورشيد به عنوان نشانه تيره شود و در ماه رنگ‌هاى مختلفى ديده شوند ؛ كه در